فرهاد وقتي كه مرد فكر كنم در پاريس بود يا هر جاي ديگري غير از اينجا .اما وقتي چشم در چشم فرشته مرگ دوخته بود قطعا" به لحظات تمام نشدني اي مي انديشيد كه در مسير وزارت ارشاد تا خانه اش تلف كرده بود . او دو دهه وقت صرف كرد تا اثبات كند فقط صرفا" يك خواننده است نه بيشتر اما نشد يعني نتوانست و سي سال پاياني عمر خود رابا همان 12 ترانه اش سر كرد و يك نسل از صدايش محروم شد. او نتوانسته بود مجوز بگيردو بي مجوز رفت . حالا او چند سال است پركشيده از اين جهان ناحق و در ديار حق آرميده اما مردان تلويزيون جمهوري اسلامي ول كنش نيستندو حتي اعتراض همسر فرهاد را مسخره مي كنند. در تازه ترين دسته گلشان ترانه "يه شب مهتاب ماه مياد توخواب" را پخش كردند. هر چند كه شنيدن صداي اعتراض فرهاد خودش كلي ست اما تصاوير كليپ مانندي كه آن را همراهي ميكند دل آدم را به درد مي آورد . تصاوير پشت سر هم مردان سياست دهه هاي اخير به نوعي خيانت به فرهاد است چه او هنگامي كه حنجره اش را براي اين ترانه رويايي خرج ميكرد اين دسته گلها هنوز وجود سياسي نداشتند تا امروز ما با ديدنشان ذره اي احساس ماه بودنشان را داشته باشيم چه برسد به به خواب آمدنشان!!! بيچاره فرهاد! بيچاره ما!
نوشته شده در جمعه چهارم آذر
توسط حمید رستمی
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 22:48  توسط میثم کربلائی
|
