تبليغاتX
میثم کربلائی

میثم کربلائی

میثم کربلائی

علیرضا عصار درمصاحبه ماهنامه موسیقی یک هفتم در یادبود هنرمند فقید فرهاد مهراد و در تفاوت ایشان با دیگران خواننده های پاپ ایران این چنین میگوید :

تفاوت فقط جنس صدا نیست .

 

 

http://mguitar.persianblog.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 6:1  توسط میثم کربلائی  | 

جام جهانی این دوره شاید تاریخی ترین جام لقب بگیرد .

پس از جام 94 که آمونیکه سیه چرده در قلب ایالات متحده درخشید و خشم افریقا را پس از گل با تکان دادن تور دروازه حریف و فریاد هایش به جهانیان نشان داد . این بار هم آفریقایی تبار دیگری چنین دنیا را لرزاند .

همانند جام جهانی 1994 آمریکا که فریاد های آمونیکه مهمتر از فتح جام چهارم برزیلی ها شد . این بار هم ضربه سر زین الدین زیدان از فتح جام چهارم ایتالیایی ها مهمتر شد .

هر چند شخصا اعتقادی به خشونت ندارم و درهم اینکه در این  جام ماتراتزی مثل باشگاهش با خشونت بازی نکرد ( جالب اینکه وقتی به جای نستای مصدوم به زمین آمد مزدک میرزایی با طعنه به مهاجمان حریف هشدار داد ) ولی این ایتالیایی که بلخره از پدران فاشیست خود نامردی را به ارث برده وقتی در زمین سبز حریف زیزو نشد با ناجوانمردی به مصاف حریف رفت و نتیجه اش را دید .

حالا نه تنها زیدان محبوبتر هم شد که بازی آخر او به یاد ماندنی ترین شد و حتی تماشاگر غیر فوتبالی را هم به وجد آورد .

مقاله زیر در روزنامه امروز

 شرق

 چاپ شده که تحلیل جالبی در این مورد بود به قلم حميدرضا ابك نوشته شده است .

 

 

«همه ما مى دانيم تو فرزند يك بدكاره تروريستى». اين دقيق ترين گزارشى است كه متخصصان لب خوانى از جمله اى ارائه كرده اند كه ماركو ماتراتزى به زيدان گفت. دو روز پيش گاردين اعلام كرده بود كه در افواه عمومى شايع است ماتراتزى زيدان را تروريست خطاب كرده است. خبر بقيه روزنامه ها مثل ميرور هم مبتنى بر حدس گاردين بود. ديروز اما اخبار دقيق اعلام شد. سرعت انتقال اخبار به حدى بود كه دايره المعارف  اينترنتى «ويكى پديا» بخشى جديد به مدخل زيدان افزود و شرح دقيق ماجرا را روى خط فرستاد. ماتراتزى پيراهن زيدان را مى كشد، زيدان به او مى گويد اگر پيراهنم را مى خواهى پس از بازى آن را به تو مى دهم، ماتراتزى با خشم جواب مى دهد من پيراهن همسرت را مى خواهم و زيدان مى رود. اما ماتراتزى ادامه مى دهد و مى  گويد همه ما مى دانيم تو فرزند يك بدكاره تروريستى و اين بار زيدان برمى گردد و ماجرا را تمام يا بهتر بگوييم آغاز مى كند. عكس العمل ها به حركت زيدان متنوع بود و متضاد. روزنامه راست گراى فيگارو در صفحه ،۲۰ يك عكس تمام صفحه از زيدان چاپ كرد و روى آن نوشت: «شماره ۱۰ عزيز، در قلب  مايى، مرسى». اما وزير فرهنگ اسبق فرانسه، ژاك لانگ، زيدان را يك احمق خواند. قدر مسلم اين است كه براساس آخرين نظرسنجى ها، فرانسوى ها مجموعاً زيدان را بخشيده اند و درصد آمار كسانى كه از زيدان حمايت كرده  اند، ساعت به ساعت روبه افزايش است. گرچه برآيند نظرات به نفع زيدان و حتى حمايت از رفتار او بود اما وبلاگ هاى ايرانى حكايت از موضع ديگرى داشتند. بسيارى از وبلاگ نويسان استدلال كردند كه بالاخره خشونت فيزيكى كار ناپسندى است و نبايد انجام بگيرد. به نظر آنها رفتار زيدان ناشى از عدم تسلطش بر رفتار شخصى و تندخويى و تندمزاجى او است. قدر مسلم اين است كه پرونده زيدان - ماتراتزى همچنان مفتوحه خواهد ماند؛ نه به اين دليل كه وقايع ورزش فوتبال اهميتى فوق العاده دارند بلكه به اين علت كه دعواى خونين فينال ۲۰۰۶ پرده از پيچيدگى هاى فرهنگى اى برمى دارد كه فوتبال، سياست و جامعه را دربرگرفته اند. به راستى مرز هاى خشونت كجاست؟ تلاش براى تحقق حقوق بشرى تا چه سطحى بايد پيگيرى شود؟ دلمشغولان اخلاق گرايى در فوتبال چه تدبيرى براى مجازات افرادى انديشيده اند كه پاى كسى را قلم نمى كنند اما زبانى برنده تر از تيغ دارند؟ چه كسى به نتايج تاسف بار خشونت لفظى مى انديشد؟
جايزه  دادن به زيدان را به خاطر حمله اش به ماتراتزى، كسى توصيه نمى كند. هيچ كس منكر اين نيست كه اعمال خشونت فيزيكى، نه در فوتبال كه در تمام عرصه هاى زندگى اجتماعى، نتايج ناگوارى به بار مى آورد. اما به فرض كه از تمام خشونت هاى فيزيكى جلوگيرى كرديم. آيا مسئله خشونت حل شده است؟بگذاريد يك بار ديگر داستان را مرور كنيم. زين الدين زيدان مسلمانى الجزايرى است كه به فرانسه آمده تا بخت خود را بيازمايد. سال ها تلاش و پشتكار، او را تبديل به فوق ستاره اى مى كند كه چشم ميلياردها انسان را فارغ از هر دين و نژاد و جنس، به دنبال خود مى كشد. يك تنه تيمش را از بحران نجات مى دهد و به فينال مى رساند و حالا قرار است تمام سرزمين فرانسه را ميزبان ضيافتى كند كه يك مسلمان مهاجر برپا كرده است.بله، زيدان مى توانست از حرف ماتراتزى چشم پوشى كند و با استفاده از روش هاى مدنى عليه او اقامه دعوا كند. اما اين كار را نكرد. اين ادعا كه او در آن لحظه به شهود فلسفى اى رسيد كه بايد براى دفاع از حيثيت و هويت خود نعش ماتراتزى را بر زمين بيفكند، شايد چندان پذيرفتنى نباشد. اما لحظه اى را تصور كنيد كه برترين بازيكن جام جهانى ۲۰۰۶ درست چند لحظه پس از پديد  آوردن يكى از زيباترين صحنه هاى فينال، با خشونت ناجوانمردانه ايتاليايى تبارى روبه رو مى شود كه تمام بغض و حقارت ناشى از پنالتى چيپ و زيباى زيدان و تركتازى هاى منحصر به فردش در ميانه ميدان را در قالب توهينى نابخشودنى ابراز مى كند. به راستى نسبت زيدان با تروريسم چيست؟ اگر مسلمان بودن او و بن لادن، دليلى بر تروريست بودن زيدان است پس ماتراتزى كه بر اريكه فاشيسم، در گذشته نزديك، تكيه زده و در همين سال هم از تبانى هاى تعفن آور نظام باشگاهى كشورش پا به جام جهانى نهاده در كجاى جهان ايستاده است؟اگر هم استدلال مى كنيد كه ماتراتزى عصبانى شده و حرفى ناشايست زده و زيدان نبايد اين كار را مى كرده و اين دو رفتار به يك اندازه محكوم است نبايد فراموش كنيد كه در اين صورت ايتاليايى ها يك كارت قرمز بدهكارند. كارت قرمزى كه مى توانست قهرمانى را از آنها بگيرد و حالا كه اين اتفاق نيفتاده، شيرينى قهرمانى را از آنها خواهد ستاند؛ محبوبيت زيدان رو به افزايش است.مدافعان نظام اخلاق گراى ورزشى كه با لرزيدن ساق پاى هر بازيكن چند ميليون دلارى تا مرز سكته پيش مى روند، چه تدبيرى براى آينده فوتبال انديشيده اند؟ سياست ورزان و دغل پيشگان تا كجا حق دارند سرافكندگى شان در زمين فوتبال را با عقده گشايى هاى سياسى جبران كنند؟يك بار ديگر جمله ماتراتزى را مرور كنيد تا بدانيد كه تعبير او توهينى يك باره و فى البداهه نبوده است. فراموش نكنيم كه زيدان در همين يوونتوس بازى مى كرده و احتمالاً جمله ماتراتزى كه «همه ما مى دانيم» بار همه توهين ها و تحقير هايى را به دوش دارد كه در تمام آن روزها از سوى ايتاليايى ها نثار او مى شده است؛ ايتاليايى هايى كه به گواهى تاريخ براى سربلندى در زمين فوتبال دست به هر اقدام حقيرانه اى زده اند. چه بسا كه مربيان ايتاليا در ابتداى مسابقه از همه خواسته بودند كه هر طور هست زيدان را از كار بيندازند. احتمالاً آنها در جام جهانى بعدى براى از كار انداختن ستاره هاى حريف يك تك تيرانداز استخدام خواهند كرد.ضربه زيدان يك هشدار به نظام متكبر و مغرور جهانى بود. اگر قرار است زين الدين زيدان كه در تمام سال هاى حضورش در جامعه غربى، نمونه اى از يك به اصطلاح شرقى موفق را ترسيم كرده و بالاتر از تمام نمونه هاى غربى نشسته با چنين برخوردهايى مواجه شود، پس چرا نبايد اين ايده در ذهن همه شرقى ها شكل بگيرد كه گويا قرار است حقوق بشر فقط براى همان هايى باشد كه در ما به ديده تحقير مى نگرند؟ انديشمندان و متفكرانى كه دلمشغول گسترش رفتارهاى تروريستى در جهان هستند بايد نيم نگاهى بر مشى و روش هم كيشان و هموطنان خود بيندازند.كسى از تروريسم دفاع نمى كند. هيچ مسلمانى در پى از بين بردن حقوق ديگران نيست. اما لازم است جهان غرب هم گاهى به كارنامه خود نگاهى بيفكند و رفتارهاى ناپسند را محكوم و از عرصه محو كند. درس نياموختن از اتفاقاتى كه پس از انتشار كاريكاتورهاى نشريه دانماركى رخ داد مى تواند زمينه را براى نزاع هاى بعدى مهيا كند. همه ما دوست داريم كه ملت ها با صلح و صفا (با همه آرمان خواهى مستتر در اين الفاظ) در كنار هم زندگى كنند و از مصاحبت يكديگر لذت ببرند. اما بترسيم از روزگارى كه مخاطبان جامعه غربى جاى پاى غرب را بر گلوى نازك شرافت خود ببينند. مسلماً نتيجه بسيار ناگوارتر از سرنگونى ماتراتزى خواهد بود. فراموش نكنيم كه در چنين شرايطى اخراج از جام جهانى و قهرمان شدن تيم مقابل و خارج شدن از ليست بهترين بازيكن ها هيچ اهميتى نخواهد داشت؛

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 15:42  توسط میثم کربلائی  | 

... من سرگردانم دراین شهرپول ، پول من سرگردانم در این شهر پوچ ، پوچ تو میدانی که رنج میکشم از این بیگانگی در این شهر پول ، پول از این بیگانگی در این شهر پوچ ، پوچ رستم از این رستم ازآن اما منتظر به بعد دور ، دور می جنگم با خود می رهم از خود می آموزم از تو رقیب نوردیده ام ... فریدون فروغی
+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 15:40  توسط میثم کربلائی  |